محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
301
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
او را زنده بدرگاه آورند اما در وقتى كه سپاه اوزبك به شهر درآمدند و على قليخان ازين قضيه ناگاه آگاه گشت سراسيمه و خشمگين متوّجه قلعه اختيار الدين شد كه بضبط قلعه پردازد ، قضا را جمعى كثير از اوزبكان شرير دچار او شده جنگى سخت دست بهم داد و چند كس از طرفين كشته گشته دو كس از سرداران عمدهء آن قوم را على قليخان بقتل آورد و عاقبت از كثرت و ازدحام آن گروه بدفرجام ، خان فلك مقام اسير و دستگير گرديد و او را حسب الحكم بحضور عبد اللّه خان بردند و شرح جنگ و كشتن آن دو كس را عرض كردند و عبد اللّه خان اركان دولت خود را مخاطب ساخته فرمود كه اين شخص دو نفر از ائمّه ما را كشته « فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ » چيست جزا و سزاى آنكه اين عمل كرده باشد ؟ پس جمعى از آن متعصبان بيدين و متبعان شيطان لعين ، روى به او نهاده درو آويختند و دو كس ديگر را در حضور عبد اللّه خان بضرب خنجر ناچيز كرد . پس او را گرفته بر تخته انداختند و جسدى كه بغايت تنعم و نهايت تكلّف پرورش يافته بود ، بضرب ساطور پاره پاره ساختند « 1 » و پس از كشته شدن على قليخان تمامى اوزبكان به شهر درآمده لواى ظلم و بيداد برافراشتند و شمهاى از لوازم قتل و غارت و دقيقهاى از مراسم بدنفسى و شرارت مهمل و معطل نگذاشتند و درين باب بنوعى مبالغه نمودند كه موازى شصت هزار مقتول و چهل هزار از [ 166 ] دختران و پسران مقبول و ارباب صناعت و اصحاب حرفت بقلم آمد كه به اسيرى گرفته بماوراء النهر بردند .
--> ( 1 ) - به نوشتهء عالم آراى عباسى عبد اللّه خان به على قلى خان كه در حصار اختيار الدين متحصن شده بود پيغام فرستاد چنانچه ترك مقاومت كند به او اجازه خواهد داد هرجا كه خواهد برود ، على قلى خان نيز چنين كرد ولى هنگامى كه ويرا با متابعانش به خدمت عبد اللّه خان مىبردند به تحريك عبد المؤمن سلطان پسر عبد اللّه خان در بين راه بوسيلهء ازبكان به قتل رسيد ( عالم آراى عباسى صفحهء 388 )